www.book.nasheed.ir

 
آشنایی با ادیان باستانی و ابتدایی
          • دین زرتشت
            • بستر پیدایش
            • ظهور زرتشت
            • پس از زرتشت
            • تعالیم زرتشتی
            • متون مقدس زرتشتی
            • دین زرتشتی اولیه
            • دین زرتشتی نو
            • آیین های عبادی
            • آیین های دیگر
            •  موبدان
            •  احکام نجاست و طهارت
            •   مراسم سدره پوشی و کًشتی بستن
            •  مراسم اموات
            • تحولات دین زرتشتی
            • فرقه ها
            •  آیین های جدید وتاثیر گذاربرآیین زرتشت
            •  آیین مانوی
            •  آیین مزدکی
            • دین مسیحیت 
            • دین اسلام
            •  تحولات سیاسی

دین زرتشت
هنگامی که آریائیان یا اقوام هند و اروپایی مهاجرت بزرگ خود را آغاز کردند ، دسته ای از آنان که اقوام هند و ایرانی خوانده می شوند ، به سوی جنوب و شرق حرکت کردند، اما در زمانی که تاریخ دقیق آن معلوم نیست ، این قوم دو دسته شده ، بخشی به سوی هندوستان رفتند و دسته دیگر وارد فلات ایران شدند . در حقیقت ، دیانت زرتشتی در میان این شاخه از آریاییان به ظهور رسیده است  ویژگی این دین در میان ادیان زنده جهان در این است که با اینکه بنیان گذاری کاملاً شناخته شده دارد ، اما درباره زمان و مکان تولد ا و اختلافات بسیار زیادی وجود دارد ؛ تا بدانجا که این اختلاف به زمان و مکان پیدایش این دین نیز سرایت کرده ، به گونه ای که بحث از بستر پیدایش را دشوار ساخته است .
بستر پیدایش
با اینکه به سبب روشن نبودن زمان و مکان دقیق تولد زرتشت بحث از بستر پیدایش دین او قدری مشکل است ، اما محققان ، فضای کلی و تقریبی ایران پیش از زرتشت را ترسیم کرده اند ؛ ایران پیش از زرتشت محل تلاقی دو تمدن با دو فرهنگ مختلف بوده است : یکی تمدن فرهنگ آریاییان مهاجر ، و دیگری تمدن و فرهنگ بومیان ایران . گفته می شود که هم آریاییان مهاجر و هم بومیان ایران – که بیشتر متاثر از فرهنگ بین النهرین بوده اند – خدایان پر شماری را می پرستیده اند که نوعاً همان مظاهر طبیعت بوده اند . اساطیر آریایی گرایش پدر سالارانه داشته اند ؛ حال آنکه در اساطیر بومیان ایران و بین النهرین خدایان مادر نقش بیشتری داشته اند ، اما به هر روی این دو گرایش بعدها با هم آمیخته شد . از اساطیر هند و اروپایی بر می آید که آتش ، بسیار مهم و مقدس بوده ، و از سویی در میان این اقوام سحر و جادونیز رواج داشته است . همچنین گفتنی است این اقوام به سه طبقه روحانی ، جنگاور و تولید کننده تقسیم می شدند .از سوی دیگر ، در اساطیر بین النهرین جهان از میان یک اشوب ودر هم ریختگی نخستین به وجود می آید . همچنین در میان این اقوام خدایان و ضد خدایان در مقابل هم قرار دارند . گفته می شود این اندیشه ها بر هم تأثیر گذاشته ، بستر پیدایش دیانت زرتشتی را فراهم آورده است . دیانت ایرانیان پیش از زرتشت بیشتر مبتنی بر قربانی بود ؛ آن هم برای ایزدان پر شماری که در واقع همان مظاهر طبیعت بودند ، نظیر آسمان ، زمین ، ماه ، خورشید و مانند اینها که به هر یک شخصیت می بخشیدند . از میان این ایزدان ، آب و آتش که برای آریاییان – که در استپهای سرد و خشک شمال می زیستند – دو عنصر حیاتی بود ، برجسته بوده و حتی قربانی بیشتر به آنها اهدا می گردید . این مردم به حیات پس از مرگ اعتقاد داشتند . آنان در ابتدا بر این باور بودند که روان آدمی پس از جدایی از بدن سه روز بر روی زمین می ماند و آن گاه به جهان مردگان رهسپار می شود و در آنجا زندگی شان بسته به هدایایی است که از سوی بازماندگان به آنها هدیه می شود . اما پس از آنکه شاخه ایرانی آریاییان از دیگران جدا شدند ، به تدریج اندیشه بهشت و دوزخ و پاداش و مجازات در میان آنان پیداشد0  

ظهور زرتشت
همان طور که اشاره شد ، درباره زمان و مکان ظهور زرتشت در میان محققان اختلاف است . به همین گونه ، درباره زمان تولد زرتشت نیز ازشش هزار سال قبل از میلاد تا اواسط هزاره اول قبل از میلاد اختلاف می باشد . روایت سنتی زرتشتیان زمان زندگی زرتشت را سیصد سال قبل از اسکندر مقدونی ، یعنی نیمه دوم سده هفتم تا اوایل سده ششم قبل از میلاد می داند ، اما امروزه غالب محققان زمانی حدود یک هزار سال قبل از میلاد را ترجیح می دهند . درباره زادگاه زرتشت نیز اختلاف نظر است : برخی زادگاه او را غرب ایران ، برخی دیگر مرکز ، و پاره ای نیز شرق ایران دانسته اند که گاه در این میان از شهرها و مکانهایی خاص نیز نام برده می شود ، اما برای هیچ یک از این نظریه ها دلیلی قطعی در دست نداریم ، ولی آنچه مسلم است ، اینکه محل نشو و نمای آیین زرتشت شرق ایران بوده است . در متون مقدس زرتشتی ماجرای تولد و کودکی زرتشت همراه با معجزات متعددی آمده است .از این متون این گونه بر می آید که زرتشت از ابتدای جوانی در پی یافتن حقیقت بوده و در این راه سالها مجاهدت کرده است ، تا اینکه در سی سالگی فرشته وهومنه ( = اندیشه نیک ) بر او ظاهر شده ، او را به پیشگاه اهورا مزدا ( = افریننده دانای بزرگ ) راهنمایی می کند و بدین سان او رسالت می یابد تا پیام خداوند را به مردم برساند . او در ابتدا در شهرهای غرب و جنوب ایران به تبلیغ ایین خود می پردازد و به جز تعدادی اندک ، کسی به او ایمان نمی آورد ، تا اینکه در اثر فشار و آزار دشمنان به شرق ایران مهاجرت کرده ، دیانت خود را به گشتاسب ، پادشاه ایران ، عرضه می کند که با گرویدن او و دیگر درباریان ، دیانت او از انزوا رهایی یافته ، به تدریج گسترش می یابد . وی برای ترویج آیین خود تلاش کرد ، تا اینکه سر انجام در هفتاد و هفت سالگی در حالی که به عبادت مشغول بود ، به دست تورانیان کشته شد .
پس از زرتشت
رواج دیانت زرتشتی در ایران پس از وی فراز و نشیب بسیاری داشته است . از کتیبه هایی که از دوره هخامنشی به دست آمده ، چنین بر می اید که دین رسمی این دوره مشترکاتی با دیانت زرتشتی داشته ، اما با ان تفاوتهایی نیز داشته است ؛ به گونه ای که گفته می شود دین رسمی این دوره کهن تر و ساده تر از دین زرتشتی بوده است . پادشاهان اشکانی توجه چندانی به دین زرتشت نداشته اند ، اما پس از آنها در زمان ساسانیان این دین به صورت دین رسمی و حکومتی در آمد . با ظهور اسلام و گرویدن بیشتر ایرانیان به دین جدید ، به تدریج از جمعیت پیروان زرتشت کاسته شد . در این زمان عده ای از زرتشتیان از ایران به هند مهاجرت کردند که امروزه در آن سرزمین زندگی می کنند و « پارسیان » خوانده می شوند . امروزه شمار پیروان این دین در ایران و هند و دیگر نقاط جهان از چند صد هزار نفر بیشتر نیست .
تعالیم زرتشتی
از آنجا که متون مقدس زرتشتی در دو مرحله به وجود آمده ، محققان متناسب با آن برای این دین دو مرحله متقدم و متأخر قائل اند ، و دو دسته ازتعالیم را نیز به این دو مرحله نسبت می دهند . بنابراین قبل از اشاره به تعالیم این دین باید به متون مقدس آن اشاره کنیم .
متون مقدس زرتشتی
کتاب دینی زرتشتیان اوستا نام دارد که به معنای دانش و علم است . از اوستای امروزی چنین بر می آید که این کتاب تحولات زیادی را پشت سر گذاشته ، تا اینکه به شکل امروزین در آمده است . در بخشی از این مجموعه چنین آمده که به فرمان گشتاسب کتاب اوستا را بر روی دوازده هزار پوست گاو دباغی شده در دو نسخه نوشتند و سپس در دو کتابخانه قرار دادند . اسکندر مقدونی پس از حمله به ایران این دو نسخه را از بین برد . بعدها کسانی در زمان اشکانیان و ساسانیان بخشهای باقیمانده از آن کتاب بزرگ را با افزودن آنچه در یادها مانده بود ، گرد اوری کردند . سر انجام در سده های پنجم و ششم هجری بار دیگر این کتاب گرد آوری شد که به صورت کنونی در آمد انچه امروزه تحت عنوان اوستا در دست است ، مربوط به این دوره می باشد . کتاب موجود به پنج بخش اصلی تقسیم می شود :
1-یسنا که به معنای نیایش است و مشتمل بر هفتاد و دو فصل می باشد . گات ها که منسوب به خود زرتشت است و به لحاظ دینی ارزشی بیش از سایر قسمتهای اوستا دارد ، در این بخش واقع شده است .

  1. ویسپرد که مشتمل بر 23 فصل است و وظایف دینی و اخلاقی پیشوایان دینی را بیان می کند .

3 - یشت ها که به معنای نیایشهاست و در گذشته به تعداد روزهای ماه بوده ، اما امروزه از آن بیش از 22 یشت در دست نیست .
4- خرده اوستا که به معنای اوستا کوچک است و شامل نمازهای روزانه ، نیایشها و توبه نامه ها و اذکاری است که زرتشتیان باید به صورت روزانه با جشنهای خاص بخوانند .
5- وندیداد که به معنای کتاب داد و قانون است و مطالبی را درباره افرینش جهان ، تاریخ مهاجرت آریاییان و قوانین مربوط به کشاورزی ، حقوق ، طهارت ، کفن و دفن و ... در بر دارد .
محققان بر آن اند که تاریخ پیدایش گات ها به زمان خود زرتشت باز می گردد که مطابق سنت زرتشتی از سوی خود او ایجاد  گردیده است . ناگفته نماند سایر بخشهای اوستا نیز بعدها و با فاصله زمانی نسبتاً زیادی ایجاد شده است . بر این اساس ، همان طور که اشاره شد ، برای بیان تعالیم زرتشتی باید این دو مرحله را در نظر گرفت .
الف ) دین زرتشتی اولیه
در کتاب گات ها که منسوب به خود زرتشت است ، تعالیمی وجود دارد که با تعالیم دیگر بخشهای اوستا متفاوت می باشد . اصول این تعالیم ، که دین زرتشتی متقدم » یا « اولیه » خوانده می شود ، عبارت است از:

  1. در جهان دو اصل « اشا » و « دروغ » وجود دارد که اولی مظهر نظم و راستی و پرهیزگاری است که اتش مقدس مظهر زمینی آن می باشد ، و دومی مظهر اشوب و دروغ و بی تقوایی است . همان طور که در عالم صغیر ، یعنی انسان دو ویژگی پرهیزگاری و ناپرهیزگاری بالقوه دارد که پیوسته در درون انسان در جدال هستند ، در جهان یا عالم کبیر نیز همین ویژگی موجود می باشد .
  2. در این کتاب بر پرسش خدای یگانه تاکید شده است ؛ خدایی که گاه « اهورا » به معنای هستی بخش یا آفریننده جان و گاه « مزدا » به معنای دانای بزرگ ، و زمانی نیز « اهورا مزدا » به معنای آفریننده دانای بزرگ خوانده می شود . این خدای بزرگ و یگانه دو فرزند همزاد دارد که یکی سپنتامینو و دیگری انگره مینو یا اهریمن است که اولی مظهر اشا و دومی مظهر دروغ می باشد . همچنین این دو در پندار ، گفتار وکردار دو قطب مخالف یکدیگرند . سپنتامینو جلوه ای است از اهورا که در راس مجموعه ای قرار دارد که مشتمل بر شش جلوه بی مرگ دیگر اهوراست . این هفت جلوه که بعدها « امشا سپند » ( = بی مرگ مقدس یا افزونی بخش ) نامیده شدند ، در واقع مظهر صفات اهورامزدا هستند . در این میان ، اهریمن نیز مجموعه ای از دیوان را آفریده که بر آنها حکومت می کند.
  3. نبرد میان پیروان آشا و پیروان دروغ ، در همه هستی جریان دارد و تا نابودی دروغ ادامه خواهد یافت . در این نبرد که همه عناصر هستی در انتخاب مسیر خود آزادند ، دین راستین راهنمای انسانهاست و اهورامزدا نیز داور نهایی می باشد .
  4. جهان از دو بخش مادی و معنوی تشکیل شده که هر دو مخلوق اهورامزدا هستند .
  5. خداوند انسان را خردمند خلق کرده و از این رو او مختار است . زرتشت نیز پیامبر خداست که برای هدایت انسان آمده است . همچنین در پایان هر دوره منجیانی برای نجات بشر می آیند که « سوشیانت » خوانده می شوند .
  6. انسان پس از مرگ باید از چینود ( = گزینش ) عبور کند ؛ پلی که گناهکاران نمی توانند از آن بگذرند ؛ سرانجام نیکان ، بهشت و سرانجام بدکاران ، دوزخ خواهد بود .
  7. زرتشت در حالی که همه مردم را به سوی اهورا مزدا دعوت می کرد معتقد بود که عاقبت روزی فرا خواهد رسید که همگان به دین بهی و درستی در ایند اما خود را اخرین پیامبر ، منجی و مصلح معرفی نکرده است.او همواره با آمدن نجات دهندگان بعدی که آنها را سوشیانت می خواند بشارت می داد.

ب) دین زرتشتی نو
آنچه از تعالیم زرتشتی گذشت ، مربوط به بخش گات های اوستاست که از دیگر بخشها قدیمی تر ، و از سویی منسوب به خود زرتشت است ، گفتنی است در بخشهای دیگر اوستا ، در این تعالیم تغییراتی نیز به وجود آمده که از این قرار است :

  1. اهورامزدا از موقعیت یکتایی خود سقوط کرده ، با سپنتامینو یکی می گردد و در برابر اهریمن قرار می گیرد . بنابراین او خود به یکی از امشا سپندان – که دیگر جلوه های اهورامزدا نیستند ، بلکه ایزدان مقرب اند – تبدیل می شود و در راس آنان قرار می گیرد .
  2. در برابر مجموعه هفت تایی امشا سپندان ، مجموعه هفت تایی کماله دیوان قرار می گیرد که در راس آنها اهریمن است
  3. پس از امشا سپندان ، ایزدان پر شماری قرار دارند و در واقع هر پدیده ای برای خود ایزدی خاص دارد . البته برخی از این ایزدان از اهمیت و جایگاه بالاتری برخوردارند . با همه آنچه آمد ، برخی از نویسندگان زرتشتی این تفکیک را سوء برداشت می دانند و بر یگانگی اهورمزدا و اینکه او خالق همه چیز است ، تاکید می ورزند . او دو گانه پرستی را تهمتی به زرتشتیان می شمارد و قائل است که در دیانت زرتشتی ثنویت اخلاقی وجود دارد ، نه ثنویت در خالقیت یا پرستش . به گفته او زرتشتیان هرگز اهریمن را خالق چیزی نمی دانند . در حقیقت ، موجودات عالم – که همه آفریده اهورامزدا هستند – یا نیکو و مفیدند که به گروه « سپنتامینو » ( = دارنده سرشت ملک ) تعلق دارند ، و یا بد و زیان آورند که به گروه « انگره مینو » ( = دارنده سرشت بد و زشت ) متعلق اند . نویسنده مزبور ، پایه و بنیاد دین زرتشتی را این امور بر می شمارد :
  4. هستی و یکتایی اهورامزدا ؛
  5. رسالت و پیامبری زرتشت ؛
  6. پیروی از اشا – یعنی راستی و پاکی – تنها راه رستگاری آدمیان است ؛
  7. پیروی از عقل و خرد و بینش در طی زندگی ؛
  8. خویشتن داری یا تسلط بر نفس و پیکار با بدی ؛
  9. فروتنی و مهرورزی و عشق پاک به همه آفریده ها ؛
  10. رسیدن به کمال مادی و معنوی در اثر سعی و کوشش در این جهان ؛
  11. جاودانگی روان و بقای انسان پس از مرگ ؛
  12. پاداش کارهای نیک و مجازات اعمال زشت ، در بهشت و دوزخ ؛
  13. رستاخیز .

آیین های عبادی :
1- تقدیس آتش
زرتشتیان عناصر چهارگانه ( آب و باد ، خاک و آتش ) را پاک و مقدس می شمارند . در احکام دینی زرتشتی ، مجازات های سختی برای کسانی که این چهار عنصر را آلوده می سازند ، در نظر گرفته شده است . البته آتش ، از احترام ( و تقدس ) افزون تری برخودار است و زرتشتیان آنرا سمبل نور و روشنایی و رمز و نشانه ملکوت الهی و اهورامزدایی که خالق نور و روشنایی است ، می دانند . زرتشتیان در تقدیس آتش آن چنان پیش رفته اند که معبد آنان  ، آتشکده ، نام گرفته و مراسم عبادی آنان در برابر آتش انجام می شود . از این رو زرتشتیان در میان سایر اقوام و پیروان دیگر ادیان به عنوان پرستندگان آتش مشهور شده اند .
آتش مقدس ، طی تشریفات طولانی و در ضمن یک سلسله عبادات مفصل ، آماده می شود و مقدس ترین آتش آن است که از شانزده آتش جداگانه ترکیب شده یاشد ( یعنی در شانزده نقطه با مراسم مخصوص و دعاها و ذکرهای ویژه آتش مقدس تهیه شده  و سپس آنها را با یکدیگر ترکیب کنند) .
از جمله آداب طهارت و تقدیس آتش آن است که چند عدد هیزم از چوب عطر آگین ، تراشیده و بر روی هم انباشته بر فراز آتش قرار می دهند. سپس بالای شراره آتش با فاصله ای اندک ، بدون آنکه با آتش تماس برقرار شود ، قاشقی فلزی نگاه می دارند که در آن روزنه ای کوچک تر تعبیه شده و در میان قاشق ، خرده های چوب صندل ریخته اند . آنگاه توده چوبهای مقدس را مشتعل ساخته و به قرائت و تلاوت دعاها و سرودها مشغول می شوند. این عمل را نود و یک بار تکرار می کنند . بالاخره شانزده آتش مطهر ، که موبدان از شانزده منبع مختلف جمع آوری کرده اند ، در کوره مقدسی در آتشخانه افروخته می شود و موبدان در حالی که با پارچه لطیفی دهان خود را بسته اند و از دور تنفس می کنند ، آن را مشتعل می سازند.
آتشدان ، در نزدیک اطاق اندرونی پر از خاکستر است و در آنجا یک چهارپایه سنگی قرار داده اند که به تناوب ، موبدان آن را با قطعات چوب صندل ، تازه و فروزان نگه می دارند. در حالی که همواره دستمال بر دهان بسته اند. تا مبادا تنفس آنها به آتش پاک ، دمیده شود و آن را پلید سازد. همچنین در برابر آتش از سرفه و عطسه اجتناب می کنند..
پیروان دین زرتشت ، در هر وقت روز که بخواهند ، می توانند به درون آتشکده بروند . قبل از ورود به معبد دست و روی خود را با آب شسته ، قسمتی از اوستا را تلاوت می کنند. و دعا و مناجات می خوانند . سپس کفش ها را از پا بیرون آورده ، به اطاق معبد وارد می شوند و در برابر آتشدان مقدس نماز می خوانند و هدیه و نذری با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم میکنند . در ازای آن یک پیمانه از خاکستر مقدس از دست موبد گرفته و به نیت کسب فیض و برکت به صورت و چشم خود می مالند. سپس به سوی آتش ، به حالت تعظیم خم شده ، نماز و دعا می خوانند و در همه حال آن آتش را رمز و نشانه ملکوت الهی قلمداد می کنند ، نه عین ذات ربوبی ، آنگاه آهسته رو به عقب رفته ، به کفشکن می رسند و از آتشکده خارج می شوند . 
آیین های دیگر
بر هر زرتشتی واجب است که در هر شبانه روز پنج بار در پیشگاه خداوند نماز بگزارد .
در این دین جشنهای متعددی در فصول مختلف سال برگزار ، و در آنها از نعمتهای خدا سپاسگزاری می شود ؛
در این دیانت بر رعایت اخلاقیات تأکید می شود و همچنین دستورهای اخلاقی زیادی در آن وجود دارد .
   2 . آتشکده
زرتشتیان ، آتشکده را در مکانی می سازند که اطراف آن باز باشد . در هر آتشکده کانون ویژه ای برای افروختن آتش وجود دارد که جز اتربان یعنی موبد نگهبان آتش ، کسی حق ورود به آنجا را ندارد ، « اتربانان » که به طرف آتش می روند ، باید پنام یعنی دهان بند ببندند ، تا نفس آنان آتش مقدس را الوده نکند . در سمت راست آتشگاه ، اطاقی وسیع و چهارگوش قرار دارد که به قسمتهای متعدد و مساوی تقسیم شده و هر یک برای کار خاصی در نظر گرفته شده است . این اطاق را" یزشن گاه" یعنی مکان تشریفات عبادت می نامند  ، آتشگاه را در وسط آتشکده می سازند ، تا از تابش آفتاب بر آتش جلوگیری شود .
آتش مقدس انواع گوناگون دارد و بر اساس جوامع تعریف می شود . مثلا : آتش خانه ، آتش قبیله ، آتش روستا ، آتش ایالت و امثال آن ، نگهبان آتش" مانند" گفته می شود و این سمت غیر از اتربان است که سمت موبدی دارد ." مانند" عضوی از یک هیئت از روحانیون است که زیر نظر موبد وظیفه حراست و نگهداری از آتش را بر عهده دارد .  آتشکده همواره با بوی کندر و سوختنی های معطر ، خوشبو می شود و آتش  را با قطعات چوب صندل ، طی مراسمی که بیان کردیم ، تطهیر کرده و روشن نگاه می دارند.

 

- موبدان
موبدان ، روحانیون و پیشوایان دینی دین زرتشتی ، هستند و وظایف دینی مختلفی را بر عهده دارند ، آنها علاوه بر ارشاد و راهنمایی و موعظه پیروان ، انجام مراسم عبادی آتشکده ها ، تطهیر هیزم برای آتش مقدس و حفظ و نگهداری آتش مقدس را عهده دار هستند . همچنین اجرای احکام طهارت ، شنیدن اعترافات گناهکاران ،عفو و بخشایش آنان ، تعیین میزان کفارات و جرایم ، انجام دادن تشریفات عادی هنگام ولادت ، بستن کمربند مقدس ( کشتی ) ، اجرای مراسم عقد ، تشییع جنازه ، برگزاری اعیاد مذهبی و اجرای حدود شرعی که در آیین زرتشتی بسیار زیاد و سنگین است ، همه بر عهده موبدان و پیشوایان دینی زرتشتی می باشد .
4- احکام نجاست و طهارت
در نزد زرتشتیان بسیاری چیزها پلید و نجس است . چنانچه کسی یا چیزی با آنها تماس بگیرد ، با  روش های سختی باید تطهیر شود . جسد مرده ، دیو ، زن حائض ، و نفساء و زنی که بچه مرده به دنیا آورده ، تماس با لاشه حیوانات ، کسی که آب ،خاک یا آتش را آلوده سازد و بسیاری موارد دیگر ، از نجاسات به شمار می روند و احکام بسیاری برای کیفیت تطهیر از نجاسات وضع شده است . علاوه بر این ، حدود شرعی تازیانه و اعدام برای کسانی که خاک یا آتش را آلوده سازند ، یا مرده ای را تنهایی حمل کنند و امثال آن وضع شده است . ( ر ، ک »وندیداد، مجلدات چهارگانه ، به کوشش هاشم رضی )
 5- مراسم سدره پوشی و کًشتی بستن
یکی از مراسم زرتشتیان  آن است که بچه ها از سن پانزده سالگی که سن بلوغ می باشد ، سدره بر تن می کنند و کشتی به کمر می بندند ، سدره پیراهن کوچکی شبیه زیر پیراهنی است که به شکل خاصی دوخته شده و کشتی کمربند مقدسی ، شبیه زنار هندوان است.
وقتی دختر یا پسر زرتشتی به سن بلوغ می رسد و تعالیم دینی را از اوستا فرا می گیرد ، اولیای او روزی را برای برگزاری مراسم سدره پوشی و کشتی بستن ، تعیین می کنند و از خویشان و دوستان برای برگزاری این مراسم دعوت می نمایند . در این روز ابتدا سفره بزرگی گسترده و آن رابا مجمر آتش ، ظرف صندل ، چوب  عود ، سینی خشکبار ( پسته ،  بادام  ، گردو ، فندق ، سنجد ، برگه زرد آلو ، انجیر ، نارگیل و مقداری نقل و شیرینی که به آن لرک می گویند . ) و مقداری گل ، سبزه ، آویشن و برنج ، تزیین می کنند . آنگاه دختر یا پسر تازه بالغ ، پس از پوشیدن سدره ، در یک طرف سفره و رو به خورشید می نشیند و موبد روبروی او قرار می گیرد  و مراسم را با خواندن اورزدیشت (آیین نیایش ) آغاز می کند . سپس موبد به طرف دیگر سفره ر فته ، پشت سر تازه بالغ قرار می گیرد و کشتی را به کمر او می بندد . در تمام این مدت ، فرد تازه بالغ آستین های موبد را در دست گرفته و در خواندن دعا با او همنوا می شود . پس از پایان مراسم فرد بالغ شده ، بر سر جای خود می نشیند و موبد به جای اول خود رفته ، در مقابل او به حالت ایستاده ، اوستا را به نیت و امید تندرستی او قرائت می کند . در حال قرائت نیز ، مقداری از آویشن ، برنج و شیرین را به تدریج بر سرش می ریزد .

 

6- مراسم اموات
بخش زیادی از وندیداد به احکام مربوط به مردگان اختصاص دارد و این بدان علت است که مرده از نظر دین زرتشتی ، بسیار پلید به شمار می رود ، از این رو دفن آن در خاک ممنوع و حرام است ، زیرا نزد آنان ، خاک عنصری مقدس و پاک می باشد . از این رو مجازات سنگینی برای کسی که مرده  را در خاک دفن کند ، در نظر گرفته شده  و با شرایطی مجازات مرگ نیز به او تعلق میگیرد. بر اساس این اعتقاد زرتشتیان اموات خود را طی تشریفاتی در دخمه یا برج خاموشان قرار می دادند تا گوشت آن ها خوراک پرندگان لاشخور شود و آنگاه استخوانهای مردگان را پس از آنکه در اثر خورشید خشک شده اند ، در داخل چاهی که در انتهای دخمه قرار داشته می ریختند . اما در نیم قرن اخیر ، زرتشتیان روش تدفین را با شرایطی دیگر پذیرفته اند.  برای این منظور ابتدا چشم های مرده را می بندند و دستهایش را روی سینه قرار می دهند ؛ پاهایش را نیز تا زانو خم کرده و می بندند و در اتاقی تمیز ، روی زمینی که از سنگ فرش شده باشد ، یا تختی آهنی می خوابانند . آنگاه توسط پیش گاهنان ( مرده کشها ) که تعداد آنها معمولا دو ، چهار یا شش نفر است ، مرده را در تابوتی آهنی قرار داده و به محل تدفین می برند . در آنجا توسط پاکشو ها ( مردشورها ) تحویل گرفته می شود و پس از غسل و کفن و بستن ( کشتی ) او را روی تختی آهنی خوابانیده ، با پارچه ای سفید رویش را می پوشانند . سپس به نمازخانه برده می شود ، تا در آنجا موبدان به خواندن «گا ثا ها » بپردازند . در پایان ، مرده رابا همان تخت آهنی داخل گور می گذارند ، تا با خاک تماس پیدا نکند . بعد روی قبر را با سنگ و سیمان می پوشانند.
تحولات دین زرتشتی
دین مزدایی ( زرتشتی ) پس از عصر زرتشت ، دستخوش تحولات و دگرگونی های متعددی گردید . این دین از یک سو به چند فرقه تقسیم شد و از سوی دیگر با آیین های جدید مانوی و مزدکی روبرو گردید و نیز در برابر حوادث متعدد سیاسی ، قرار گرفت .
1. فرقه ها
چنانچه گفتیم ، اصلی ترین بحث در آیین زرتشتی محوریت اهورا مزدا ، نسبت به عالم خلقت و چگونگی رابطه سپنتامینو ( سپندمینو) و انگره مینو با اهورا مزدا است . بنابر تعالیم اولیه زرتشت ،اهورا مزدا ( سروردانا) ، دو مینو را از اندیشه خویش آفریده است . دو مینو یی که ملزم بودند میان خیر و شر در همان آغاز خلقت دست به انتخاب بزنند و با انتخابشان تبدیل به سپند و انگره شدند. این گزینش آن قدر اساسی بود که سپندمینو به دشمن خود ، انگره مینو گفت : « فکر ما ، آیین ما ، میل ما ، انتخاب ما ، گفتار ما ، کردار ما ، دانش ما ، روان ما ، با هم یکسان و موافق نیست . »
به هرحال خداوند، خالق دو مینوست که یکی از آنها خیر و خوبی و دیگری بدی و شر را برگزیده است . بنابراین خداوند « اهورامزدا»  بر هر دو مینو مقدم است ، هر چند که با سپندمینو موافق است و انگره مینو را طرد می کند.
اما این رابطه تعریف شده میان اهورامزدا و دومینو ، در دوره های بعد دستخوش تغییر و تحول شد و بر سر نحوه تغییر و تحلیل این رابطه ، دین زرتشت به سه فرقه تقسیم شد : « ثنویان مزدایی » ، « مسخیه » و « زروانیه » .

  1. ثنویان مزدایی : این فرقه سپند مینو را که مظهر و خالق نور و روشنایی است ، با اهورامزدا برابر گرفته اند و اهریمن را در برابر آن قرار داده اند . انها روشنایی مطلق را می پرستند ، همه روشنایی ها را از او می دانند و آن ( روشنایی مطلق ) را بعنوان سرور جهان معرفی می کنند و همه چیزهای خوب را به او نسبت می دهند . نام او « اهورا مزدا » یا خداوند یا یزدان است و در برابرش اهریمن قرار دارد که همه چیزهای بد به او نسبت داده می شود. اهورامزدا از آن امور ، پاک و منزه است . بنابراین این فرقه به نبرد و کشمکش دائمی میان اهورامزدا ، بعنوان خالق نور و اهریمن به عنوان خالق ظلمت ، باور داشته و اصل این عالم را ناشی از نور و ظلمت می دانند.
  2. مسخیه : فرقه مسخیه اصل هستی را از اهورامزدا می دانند ، اما معتقدند که اصل اهریمن نیز ( با همان تعریف قدیمی ) از خداوند است . این فرقه از این رو مسخیه نامیده می شود که عقیده آنها به اصلیت ومنشا بودن اهورامزدا برای اهریمن ، مستلزم مسخ اهریمن به عنوان اصل ظلمت و بدی ، در اهورا مزدا که خیر و خوبی مطلق است ، می باشد .
  3. زروانیه : « زروان » ، به معنای زمان یا مکان بی انتهاست . فرقه زروانیه معتقد است که زروان اصل و خالق اهورامزدا و اهریمن است . از زروان یک خدای خیر و یک دیوشر پدید آمده ، که اولی اورمزد یا اهورامزدا و دومی اهریمن نام گرفته است . بنابراین  بر طبق دیدگاه زروانیه ، اهورمزدا خدای یگانه زرتشت، خود، مخلوق خدای دیگری ، به نام « زروان » است.

2- آیین های جدید
جریان دیگری که دین زرتشتی با آن مواجه گردید ، تاسیس و شکل گیری دو آئین اعتقادی جدید بود که بر پایه تغییر ، تحریف و انحراف نسبت به دین مزدایی به وجود آمدند ، این دو آئین عبارتد از : آیین مانوی و آیین مزدکی .
علاوه بر این دین زرتشتی با واقعیت دیگری نیز روبرو گردید و آن پدید آمدن ادیان آسمانی جدید چون : مسیحیت و اسلام بود.
1- آیین مانوی
مانی در اوایل قرن سوم میلادی ، خود را به عنوان آخرین پیامبر و دین خود را به عنوان کامل ترین ادیان معرفی کرد. وی با آمیختن عناصر عقیدتی آیین زرتشتی ، به خصوص فرقه زروانیه با برخی اصول عقیدتی مسیحیت ، بودایی و هندویی و فلسفه اشراقی یونان و افزودن پاره ای دیدگاه های شخصی ، آیین مانوی را پایه گذاری کرد. کتاب دینی او «ارژنگ» نام دارد . از آنجا که مانی نقاش ماهری بود ، ارژنگ را با نقاشی های متعدد آراست این کتاب در حقیقت تنها کتاب مقدسی به شمار می رود که با نقاشی توام است.
آیین مانوی که ثنویت زروانیه را در درون خود داشت ، توانست ، به سرعت گسترش یابد و بر بسیاری از عرصه های دین زرتشتی چیره شود . اما بعد از ظهور اسلام از آنجا که مسلمین ، مانویان را اهل کتاب نمی شناختند ، نتوانستند به عنوان یک اقلیت دینی ، در جامعه اسلامی به حیات خود ادامه دهند و تدریجا از میان رفتند.
2. آیین مزدکی
فرقه ای انشعابی از آیین مانوی است که بوسیله مزدک در اواخر قرن پنجم میلادی ، شکل گرفته است و مزدک با برتری پیشوایان مانوی ، مخالف بود . از این رو فرقه انشعابی خود را به انگیزه ابراز مخالفت با مراتب دینی مانوی و زرتشتی پایه گذاری کرد. مهمترین اصل فکری مزدک تساوی همگان در استفاده از مال و ثروت و امکانات مادی  است . به گونه ای که معتقدند ، باید مال را از ثروتمندان گرفت و به تهی دستان داد ، تا همگان به طور مساوی از آن بهرمند گردند.
قباد پدر انوشیروان شاه ساسانی ، به دلیل اهداف سیاسی و شخصی ، ( شاید به دلیل کوبیدن طبقه اشراف و روحانیون  زرتشتی ) به مزدک روی آورد و به او مجال گسترده ای داد . تا اینکه مزدک توانست ، آیین خود را در جامعه زرتشتی آن زمان رواج دهد. اما پس از قباد ، انوشیروان به قتل عام مزدکیان پرداخت و از آن پس آیین  مزدکی به صورت فرقه ای سری درآمد و در دوره اسلامی در حدود سه قرن به حیات خود ادامه داد.
3. دین مسیحیت  
سومین دینی که جامعه زرتشتی را تهدید کرده و با خطر انقراض روبرو ساخت ، مسیحیت بود . مسیحیت به طور عمده از دو طریق وارد جامعه زرتشتی ایران شد. یکی از طریق مبلغان مسیحی و دیگر از طریق اسرای جنگی که توسط دولت ایران اسیر شده ودر مناطق مختلف کشور ، پراکنده می شدند.
مسیحیت در زمان خسرو پرویز ، بسیار نفوذ کرد و بسیاری از نزدیکان شاه ایران که از ایرانیان اصیل بودند ، مسیحی شدند ، خود شاه نیز به مسیحیت متمایل شد و از این طریق زمینه مساعدی برای ترویج مسیحیت فراهم گردید.
4- دین اسلام
مقارن ورود اسلام به ایران ، دین زرتشتی ، گرفتار انحرافات و خرافات زروانیه و مانوی و مزدکی و امثال آن شده و اموزه های ان از فطرت انسانی فاصله گرفته بود. از سویی این دین با دستگاه سلطنتی غرق در فساد و اشرافیت و نظام طبقاتی ، به واسطه موبدان گره خورده بود . لذا توده های مردم در برابر دین جدیدی که از گذشته کم و بیش با آن آشنا شده بودند ، مقاومت نکردند و آن را پذیرفتند. چرا که آن را دینی توحیدی ، سازگار با فطرت و دارای روح اهورامزدایی یافتند و شاید وعده زهد و ساده زیستی و بی آلایشی رهبران و فرماندهان سپاه اسلام و همزیستی آنان با سربازان ساده ، تاثیر شگرفی در روحیه و اندیشه ایرانیان بر جای گذاشت و آنان برای پذیرش دین جدید آماده تر شدند ، لذا در جریان فتح ایران توسط مسلمانان ، جز جنگی کوتاه ، در منطقه قادسیه ، نزدیک شهر نهاوند ، بقیه شهرهای سرزمین پهناور امپراتوری ایران ، با رضایت و رغبت مردم به جامعه اسلامی ملحق شدند.
 تحولات سیاسی
در بحث های پیشین اشاره کردیم که پس از حمله اسکندر به ایران ، آیین زرتشتی ، از رونق افتاد و نسخه منحصر به فرد اوستا ، توسط اسکندر ، سوزانده شد . اما به دنبال تاسیس سلسله اشکانیان کار جمع آوری و تدوین مجدد اوستا صورت پذیرفت و از آن پس دین زرتشتی رونقی دوباره یافت . این رونق با تاسیس سلسله ساسانیان و اعلام دین زرتشتی به عنوان مذهب رسمی کشور ، جلوه ای دو چندان یافت. شاهان ساسانی ، به موبدان قدرت فوق العاده دادند و با پیروان سایر مذاهب بدرفتاری می کردند و تحت تاثیر روحانیون زرتشتی ، مردم را مجبور به ترک مذهب خود و پیروی از دین زرتشتی می کردند. از سوی دیگر با جایگاه ممتازی که موبدان زرتشتی در دستگاه سلطنتی پیدا کرده بودند ، جامعه به صورت طبقاتی درآمد و موجبات نارضایتی مردم از دستگاه رهبری دینی فراهم گردید . این اساسی ترین عامل روی آوردن مردم ایران به دین اسلام بود ، به گونه ای که در مدت کوتاهی اکثریت مردم ، به دین اسلام در آمدند و از آن زمان تاکنون پیروان دین زرتشتی ، به عنوان اقلیت کوچکی در جامعه ایران به حیات خود ادامه می دهند.

 

شش فرشته ، سپنتامینو را در اعمال و افعال او یاری می کنند. این شش فرشته را امشاسپندان می گویند . هر یک از این فرشتگان دارای نام و وظیفه خاصی هستند . « وهومنه» بهمن فرشته پندر نیک و نهاد نیک ، آشا- ویهیشتا ( اردیبهشت ) فرشته راستی و عدالت ،  خشترا ویریا (شهریور) فرشته نیرو ، قدرت و سلطه کامل ، اسپنتا ارمی تی ( اسفند ارمذ ) فرشته شفقت و لطف و باروری ، هوارواتات ( خرداد) فرشته کمال و بلوغ و رسایی و امرتات ( امرداد) فرشته بقا و ابدیت و حیات جاودانی هستند. این شش فرشته ، سپنتامینو را یاری نموده و بعنوان موجودات الهی و جاودانه شناخته می شوند.