www.book.nasheed.ir

 
دین شناسی
    • تعریف دین
    • ضرورت دین
    • فواید و کنش های اساسی دین در زندگی
    • حوزۀ شنــاختی
    • حوزه عاطفــــی
    • حوزه رفتاری و آمادگی برای عمل
    • کنش های دین درقلمروهای اختصاصی تردر پژوهش های روان شناختی
    • تـأثیر مذهب بربهداشت جسمی وروانی
    • مذهب و مسائل اجتماعی
    • مذهب و تحول شخصیت
    • حمایت اجتماعی مذهب از انسان
          • ساختار دین و حیات دینی

تعریف دین :
دین مجموعه ای ازاصول وقوانین ومقررات نظری وعملی هماهنگ با فطرت انسان است که زندگی فردی واجتماعی راسرپرستی می کند
. نیز میتوان گفت دین،ابزار وقوانین سرپرستی رشد وتکامل فرد وجامعه درسه ساحت روح،روان وعینیت زندگی می باشد.
ضرورت دین
دین حقیقتی است که چشمه جوشان فطرت بشری ،خواه ناخواه انسان رابه سوی ان فرا می خواند. ازاین روبه اعتقاد بسیاری ازتاریخ نگاران درهیچ دوره ای بشر بدون باورهای دینی زندگی نکرده است واگربه باور حق ومنطبق برواقعیات هم دست  نمی یافته ذهن خودراازخرافات پر می کرده است وباین وسیله نیازفطری خویش رابه صورت غلط پاسخ می داده است  از همین روی ،فلسفه وجودی دین نیز چیزی جز پاسخ صحیح ونظام مند به این دغدغه فطری بشر نیست .درحقیقت ،دین باظرفیت بشری که دارای جهت گیری متعالی است،منطبق وهماهنگ می باشد .
فواید و کنش های اساسی دین در زندگی
آنچه که در ذیل مورد بحث قرار می گیرد، فواید و آثاری است که بر دین ورزی و دین داری افراددرسه حوزه اساسی مرتبط بایکدیگر، مترتب خواهد شد.
حوزۀ شنــاختی.دین به عنوان یک نظام تفسیری در حوزه شناختی:
1 - به زندگی انسان معنا وهدف می بخشد واحساس پوچی وبیهودگی که عامل بسیاری ازافسردگی هاوسیاه بینی ها وعصیان هاست ازبین میبرد.
2 - نظامی از مسئوولیت ها را طراحی می کند که وظایف فرد دقیقا" درآن مشخص است وبراساس آن شخص متناسب با موقعیت های متنوع ، به پاسخ هاوواکنش های  مناسب اقدام می کندوبستر لازم رابرای تصمیم گیری درشرایط سخت فراهم می اورد.
3 - دین تنظیم کننده یک رابطه ویژه و استثنایی با پدیده های ماورای طبیعی مانند خدا، پیامبران و امامان ( اولیای الهی ) است وبدین ترتیب ، سطحی از روابط ویژه با منابع قدرت ودانائی وحکمت، فراتر از منا سبات معمولی و زمینی ، تنظیم می کند؛
4 - دین به عنوان یک نظام مرجع با طرح هدفمندی حیات ، مرگ را نقطه پایان زندگی نمی داندوآن را گذرگاهی برای عبور به جهانی با شکوه تر، قابل قبول می سازد.
5-تفسیر تجربه های دینی نیز یکی از کنش های اساسی دین در این حوزه است .به شماره آدمیان و تنوع شخصیت های آنان تجربه های دینی داریم و وجود اسطوره ها ، رازآمیز بودن زبان دینی و وجود اسرار و پرده های باطنی درپی اعمال و مناسک ظاهری ، تفسیر صحیح تجربه های دینی را تأیید و طلب می کند.
میسیاک( به نقل از آلستون وهمکاران 1376، ص 162)   درباره ارزش دین برای انسان چنین می گوید:«  دین انسان را به فلسفه حیات مسلح می کندوبه عقل روشنگری می بخشد، ما نند قطب نما برای کشتی ؛  دین اراده انسان را تقویت وبه فردکمک می کند تابه فرمان عقل گردن نهــد...»
حوزه عاطفــــی : کنش اساسی دراین بخش رفع یا تخفیف ( به تبع توجیه آن ) دردورنج آدمی درزمینه محدودیت هایش ، مانند ترس ،تنهائی ،افسردگی ، ناکامی ، بیماری فقرومرگ می باشد.از دیدگاه پل تیلش (پروتستان )کرانمندی و تناهی وجود آدمی است که اورا به مسئله خدا سوق می دهد.وی اضطرابهای وجودی عمده درانسان رااضطراب مرگ (سرنوشت ومرگ)اضطراب  بی معنایی ( ناشی از پوچی و بی معنایی ) و اضطراب اخلاقی (نا شی از گناه و محکومیت ) می داند( تیلیش ، 1366) .
ویلیام جیمز (1367ص 177) می گوید:« بارزترین ویژگی های زندگی مذهبی عبارتنداز : 1 - زندگی دارای طمعی می گرددکه گویا رحمت محض می شود وبه شکل یک زندگی سرشار از نشاط شاعرانه وبا سرور و بهجت دلبرانه درمی آید ؛ 2-  اطمینان و آرامشی باطنی به وجودمی آید که آثار ظاهری آن نیکویی و احسان بی دریغ است .»
افزون براینها ، درحوزه عاطفی و احساسی ،دین موضوعی برای تجربه های دینی به دست می دهدیا آدمیان رابرمی انگیزدتا تجربه دینی به دست آورند؛ یعنی حیرت کردن درراز عالم ، دیدن باطن جهان ، دریدن حجاب های حس ،شهودعالم بالاو مشاهده جمال حق وراز ونیاز با او ،دیدن رابطه ممکنات با خداوندوکیفیت سریان اسم های جلال وجمال اودرمراتب هستی . آدمی اهل جهل و غفلت است واگر اورا وا بنهند قدر تجربه های دینی را درنمی یابدوبه دنبال آن نمی رود ،بلکه خودرادر شهوات ومنافع ومشاغل وتجلیات دلربای جهان مادی گم می کند.آنچه مزلو تحت عنوان " تجربه های عارفانه " یا " تجربه های اوج " ذکر می کند، تا حدودی ماهیت آن را بیان می نماید.
حوزه رفتاری و آمادگی برای عمل : مهم ترین کنش دین دراین بخش « پشتیبانی از اخلاق » است .هیچ دیانتی نمی تواند ضد عدالت ، آزادگی یا حقوق اصیل انسانی باشد؛ درعین حال که اخلاق ، از دین مستقل است ، ولی مورد تأییدو اهتمام دین است .برای بسیاری از مردم تا این ارزش ها از ناحیه یک نیروی ما فوق توصیه نشوند، اهمیت جدی نمی یابندو موثر نمی افتند.پشتیبانی دین از اخلاق به این معناست که به آدمیان اطمینان خاطر می دهدکه این اخلاق برجای استوار تکیه زده است ، تلاششان بی اجر نخواهد ماند ویک مرجع اصیل آن را تأییدکرده است ؛ بنابراین ، درعمل به آن و تبعیت از فرمان های آن جای نگرانی نیست .افزون برآن ، اجرای قانون درجامعه ،کنترل و نظارت برقاضی وبسیاری از روابط انسانی در چهارچوب محدودقانون نمی گنجد، بلکه محتاج مهار درونی است که دین عهده دار آن است (همان عنصر تقواکه درعمق جان ها نشسته باشد) .یاد مرگ ویادخداونددو رکنی است که معمولا" دردین وجودداردوضامن ومولدعنصرنهایی ونهادین اخلاقی اند که هیچ دستگاه قانونی نمی تواند آن را تأمین کند.عجز در مقابل مرگ ،انسان را رام ومعتدل می کند.توجه به خداونددرچهره خوف آمیز آن – مانندنگاه غزالی – ویا درچهره محبت وعشق آفرین آن – مانندنگرش مولوی – خودخواهی انسان را که کلیدبدی هاست ، زایل می کند.انسان معاصر با توجه به گسترۀقدرت وفناوری که در اختیار اواست  به اخلاقی زیستن نیاز بیشتری داردوبه مجموعه ای از باورها و عقایدمابعدا لطبیعی نیازمنداست ودین می تواند پیش فرض های لازم مابعدالطبیعی رادراختیار ماقرار دهد.به تعبیر روشن تراخلاق هویت مستقلی درقبال دین دارد( حسن وقبح اخلاقی مبتنی براوامر و نواهی شرعی نیست بلکه ذاتی وخود بنیاد است )، لیکن از دو جهت وامدار دین است :
1 - معرفت اخلاقی : بدون پرتو افکنی وحی ، عقل نمی تواند حسن وقبح همه اموری را که لازم دارد، دریابدو ساختار معرفت اخلاقی بشر تنها با داده های وحیانی ساما ن  می یابد.یکی از ملاک های عقلی داوری اخلاقی درباره یک عمل ، غایت و نتیجه ای است که آن عمل به بار می آورد .داده های وحیانی که از علم الهی سرچشمه می گیرند، عقل رادرشناسایی نتایج اعمال ،به ویژه پیامدهای اخروی آنها ،یاری داده و داوری اخلاقی را برای آنها ممکن می سازد
2 - تربیت اخلاقی : « علوم عملی که اخلاق هم از جمله آنهاست ، اگر منشا و اساس تحول عملی و روحی فردگردد، قدر می یابد؛ برای چنین تحولی ، معرفت اخلاقی کافی نیست ؛ چنانکه برای درمان بیماری ، دردست داشتن نسخه پزشک کفایت نمی کند.ریشه های اخلاق را فهماندن وراه علاج نشان دادن ، یک نفر را هم به مقصد نزدیک نکند ویک قلب ظلمانی را نور ندهدویک خلق فاسدرا اصلاح ننماید» ( امام خمینی ، 1378،ص 13) .دین ازدوجهت این تربیت اخلاقی را امکان پذیر می سازد؛ یکی با روش موعظه که مبتنی است برباورهای دینی خاص ، مانند جاودانگی روح انسان ، مهر و علاقه خداوند به انسان ، حضور و نظارت خداوند براو ، ناپایداری لذایذ دنیوی ، و توجه به مرگ ورستاخیز.دیگری ، ارائه اسوه ها و الگوهای برجسته اخلاقی به جامعه بشری است که تأسی به آنان را – باتوجه با سازو کارهای روان شناختی ویژه آن دریادگیری مشاهده ای ، به ویژه ترغیب برمحبت و مودت با آنان – آسان می سازد.
کنش های دین درقلمروهای اختصاصی تردر پژوهش های روان شناختی :
تـأثیر مذهب بربهداشت جسمی وروانی : این موضوع درموارد زیر خلاصه می شود: رابطه مذهب و قدرت با مقابله باسرطان ( آکلین و همکاران ،1983) ، رابطه مثبت سلامت جسمانی و روانی با مذهب در سالخوردگان ( بیکر ودیگران ،1982) ، تأثیر مثبت مذهب برسازگاری و بهداشت روانی ( برگین و دیگران ، 1988؛ ویلیامز و دیگران ،1991) ، رابطه منفی بین نوروزهای افسردگی و اضطراب با میزان عبادت (بهرامی ،1373) ، نقش دین درمقابله با استرس یا تنیدگی ( پارگامنت به نقل از ابراهیمی قوام ،1374).برخی پژوهشگران ( والریت و دیگران ،1995) با ارائه  دیدگاه روانی – اجتماعی ، رابطه بین مذهب و سلامت را چنین ترسیم می کنند: سلامتی دربردارنده مولفه های عمر طولانی ، شاد بودن ، بهبود بیماری های حادو بازگشت به سطح سلامت قبلی است . مذهب می تواند به عنوان یک نظام اجتماعی و پیچیده ، بررفتار و باز خوردهای مهم از جمله برنامه -ریزی ،خانواده ،کار ، سیاست و چگونگی تفسیر زندگی روزانه تأثیر ی فراوان داشته باشـــد.
مذهب و مسائل اجتماعی : مذهب عامل مهمی درپیش گیری از گرایش به سمت بزهکاری است .( چادویک وتاپ ،1993) نوجوانان غیر بزهکار دارای باز خوردهای  قوی تری نسبت به مذهب هستند ( و هرا و احمد ،1993 ) . گرایش به مذهب و فعالیت های مذهبی درکاهش افکار خودکشی و اقدام به آن ، مصرف مواد مخدر ، رفتارهای جنسی پیش از موعدو بزهکــاری ، تأثیر مثبت دارد( دوناهو ، 1995 ؛ بور و مک کال ، 1994)
مذهب و تحول شخصیت : تحول شخصیت ، باز خوردها و باورهای فرد درباره معنویت را نیز دربرمی گیرد( آدامز و دیگران ، 1994) روی آوردهای تحولی براین نکته تأکید می کنند که دین درمراحل مختلف زندگی به شکل خاص و متناسب با طراز تحول روانی شناختی درک می گردد( دادستان و همکاران ،1376، ص 148)
حمایت اجتماعی مذهب از انسان : مذهب با ایجاد یک فضای حمایتی و منبع وحدت یافتگی اجتماعی برای فرد، برسلامت او هم در پیش گیری اولیه با از میان بردن شرایط آسیب زا یا تنیدگی زا، وهم درسطح پیش گیری ثانویه با کاهش دوره درمان ، تأثیر بسزایی دارد( وروف و دیگران ، 1981) .برخی ادیان ، مانند اسلام ، با توصیه اعمال حمایتی خاص ، مانند شرکت در تشییع جنازه و مجلس ترحیم ،پرستاری از ایتام و باز ماندگان و ...، مقابله با تنیدگی های ناشی از داغدیدگی را تسهیل می کنند.درمورد تنیدگی های ناشی از بیماری ، به ویژه بیماری های شدید و مزمن ،نیز با ترغیب برعیادت بیماران چتر حمایتی خودرا باز می کنند( دیماتئو1378، ص 765)
0 ساختار دین و حیات دینی
می توانیم ساختار دین را با استفاده از آرای ویلیام جیمز، آلستون ، کینگ و دیگران در مقوله های ذیل جمعبندی کنیم:
1 - نگرش ویژه به جهان : اعتقاد به عالم غیب ، خداوند ، موجودات فوق طبیعی و پذیرش جهان بینی عام ؛
2 - تأثیر امور ماورای طبیعت درجهان : تحقق یافتن مشیت الهی به صورت غیر ارادی درانسان به شکل های گوناگون تجربه دینی ،مکاشفه و رویاهای معنوی ؛
3 - جاودانگی ا نسان : باور به اینکه انسان دارای روح جاودانه ، ازلی و ابدی است ؛
4 - مکتوبات مقدس : کتب آسمانی و مأثورات موسسان دین که راه ورسم دین داری رابیان می کنند؛
5 - مفاهیم رستگاری وقانون اخلاقی : مصوب از ناحیه خداوندکه امور اخلاقی را بیان می کند؛
6 - امورمقدس : مکان ها ، زمان ها واشیای مقدس که دارای آداب مذهبی ویژه ای می باشند،
7 - بعد عقلی ایمان : معرفت نسبت به عقاید دینی و سیره موسسان وقدیسان ، اندیشه دردین ،اسطوره ها،نهادها ورمز و راز های آن ؛
8 - جنبه عاطفی و احساسی ایمان : حالت  نیایش ، آرامش ، احساسات دینی ویژه مانندخوف ، خشیت ،بهجت ... و احساس گناه ؛
9 -جنبه های عملی ایمان : نذر، قربانی ، نماز ومناسک دینی ،عبادت های گوناگون ، رفتن به زیارتگاه ها و معابد.
10 - گروه اجتماعی مومنان : درراس و پیشاپیش آنان روحانیان و کاهنان قراردارندودیگران متناسب با مرتبه ایمانی خود قرارمی گیرند.