ناشید

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


کردن توي کون خواهر زن
 

1 . سكس با خواهر زن ترسو | سكس ايرانيان
‎25 آگوست 2011 … سلام.. اسم شهرها و آدم ها مستعاره. من اميدم ٣٠ سالمه و ٦ ساله ازدواج كردم. اين خاطره مال سال https://6iran.wordpress.com/2011/08/25/سكس-با-خواهر-زن-ترسو/٨٦ هست كه من و خانومم هنوز نامزد بوديم. خونواده هامون تو اراك زندكي ميكنن و من تهرانم. خواهر
زنم كه دكتره واسه دوره طرحش تهران بود و خونه باباش كه واسه سفراشون خريده بود…
 

2 . داستان سکس با خواهرزن | داستان سکسی
‎15 جولای 2010 … جاتون خالی کلی تلمبه زدم تو کونش اونم به نفس نفس افتاده بود بعد یه تکونی خورد https://iranaks.wordpress.com/2010/07/15/داستان-سکس-با-خواهرزن/یه آه طولانی کشید که معلوم بود ارضا شده منم بافشار تمام آبمو خالی کردم تو کونش
وهمونجوری تا چند دقیقه روش خوابیدم .نمیدونید چه حالی داد کردن کون خواهر زن ایشالله
نصیبتون بشه واقعا راست میگن خواهرزن مثل نون زیر کباب میمونه چون …
 

3 . داستان سکس فریبرز با خواهرزن | داستان سکسی
‎15 جولای 2010 … تو اين 4 سال اتفاقات زيادي برام افتاد كه هركدامش جالب براي تعريف ولي ماجرا از https://iranaks.wordpress.com/…/داستان-سکس-فریبرز-با-خواهرزن/اينجا شروع شد كه درست 3 ماه بعد از ازدواج ما خواهر زنم هم با پسر عموش ازدواج كرد. ….. تو
همين حال انگشتم رو خيس كردم و آروم كردم تو سوراخ كونش ، اونقدر تنگ بود كه به زور
نصف انگشتم رفت و آروم شروع كردم به جلو و عقب كردن انگشتم و نسرين …
 

4 . خواهر زن مرموز | nimaxxx
‎17 دسامبر 2011 … داستانی که میخوام براتون تعریف کنم واقعیته وازاون داستانهای خیلای نیست .من حامدم https://nimaxxx.wordpress.com/2011/12/17/خواهر-زن-مرموز/و6ساله باهمسرم مهسا ازدواج کردم.با هم زندگی خوبی داریمو انواع سکس رو هم باهم داشتیم.
یه خواهر زن دارم که عند تیپ وهیکله .کمر باریک .سینه های هفتی تو مشتی .لبای درشت
وکون تپل که سفته وبالا وایساده .از اون تسبیح به آب…
 

5 . خواهرزن من، مريم | داستان سكسي
‎25 ژوئن 2011 … آن شب مريم خانة ما خوابيد. از همان اول شب، مدام با نگاه‌هايش با من حرف زد؛ جوري كه همه‌اش https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/خواهرزن-من،-مريم/نگاهم مي‌رفت روي زنم كه نكند از ماجرا بويي برد. بعد، حمام را گرم كردم و رفتم دوش
گرفتم. وقتي بيرون آمدم، از هر وقت ديگر مريم را بيشتر ميطلبيدم. مريم هم به اصرار
من و خواهرش و البته به خواست نهاني خودش، رفت و دوش گرفت. توي اين …
 

6 . خواهر زن داداش | داستان سكسي
‎خواهر زن داداش. منتشرشده: ژوئن 25, 2011 در Uncategorized · 1. اسم من محمود25 سالمه https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/خواهر-زن-داداش/این داستان پارسال اواخر مرداد هستش با خانواده رفته بودیم شمال که چند روزی انجا بودیم
… و مشغول بازی کردن پاسور بودیم من نمیدونستم چیکار بایدبکنم از یه طرف چشم به
پاهای سفیدش می خورد منو طهری میکرد از یه طرف فرق کسش که افتاده بود تو شلوارکش

 

7 . کردن خواهر زنم از کون – شهوانی
‎5 دسامبر 2011 … داستان از این قراره که من حدود 4 ساله که ازدواج کردم یه خواهر زن دارم که تازه پیش
دانشگاهی شو تموم کرده وبه قول خودمون داره کم کم رسیده می شه.از لحاظ تیپ و هیکل
واقعا عالی (بدنی سفید با کمر باریک ولی یه کون واقعا گنده ) و من از همون روزای اول تو
کفش بودم و منتظره یه فرصت خوب بودم تا ….؟! البته اون با من خیلی راحته و …
 

8 . کردن خواهر زن ۱۸ ساله – شهوانی
‎24 آگوست … به زور سر کیرم رو تو کونش تونستم جا کنم و کمی اینجوری بکنمش . مژگان حسابی از https://shahvani.com/dastan/کردن-خواهر-زن-۱۸-سالهاین ۲ ساعتی که با من بود لذت برد منم واقعا کیف کردم چون خیلی خوشگل بود و دوسش
داشتم . واقعا حال کردن با خواهر زن آخر لذته . مخصوصا خواهر زن خوشگل و ۱۸ ساله هنوزم
خیلی وقتها که زنم رو میکنم چشمام رو میبندم و تصور میکنم که دارم …
 

9 . محسن و خواهرزن حشری | داستان سکسی
‎24 آوريل … من محسنم ۳۸ سالمه،ی خواهر زن دارم ۴۴ سالشه،ازاون تپل گندمیای حشری،با سینه های ۸۵ ،https://dastan021.tumblr.com/post/…/محسن-و-خواهرزن-حشریکون تپل طاقچه ای،رونای پر،چندسالی بود که تو نخش بودم ،خودشم … سینه هاشه،شروع
کردیم لب بازی کردن،مثه وحشیا افتاده بود بجون لبای من،محکم لبامو میک میزد
وزبونشو توی دهنم میچرخوند،از پایین تیشرتش دستمو رسوندم به ممه …
 

10 . خواهر زن و باجناق | داستانهای قشنگ و زیبا
‎15 مارس 2008 … همین که اینوگفتم نگو همگی منتظر این برنامه بودن موافقت کردن. دوتا پتو انداختیم https://dastans3x.wordpress.com/2008/03/15/خواهر-زن-و-باجناق/زمین و دوتا لحاف هم آوردیم و خواستیم بخوابیم. شهوت داشت تو اتاق موج می زد. خواهر زنم
 







NS