ناشید
                                      

                                                                    







ADS


داستان ميسترس و برده
 

1 . داستان(از زبان میسترس) | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب …
‎7 ا کتبر 2008 … سلام. امیدوارم از داستان خوشتون بیاد. منتظر نظراتون هستم. باز صبحه جمعه صدا کار https://bardemistress.wordpress.com/2008/…/داستاناز-زبان-میسترس/کردنش از تو اشپزخونه میومد بلند نشدمو همونجا دراز کشیدم یکم که گذشت در باز شد
چشمام و بستمو غلط خوردم رو شکمم ترسیدم یوقت لو برم که بیدارم و هم خودش گفته بود
دوست داره وقتی میخوابم صورتمو تماشا کنه اومد…
 

2 . داستان (میسترس نرگس) | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب …
‎2 مارس 2008 … داستان (میسترس نرگس). اینم یکی دیگه از داستان ها. سلام. امروز میخوام یه داستان https://bardemistresshasti.wordpress.com/…/داستان-میسترس-نرگس/بگم برمیگرده به پارسال همین موقع ها. من خودم 19 سالم هست و حس اسلیو بودن و دارم و از
بچگی دوشت داشتم برده ی خانم ها باشم و بهشون خدمت کنم اما هیچ کس ارباب من نمیشد و
کلا تو ایران میسترس پیدا نکردم یا جن.. بودن و پول میگرفتن و …
 

3 . داستان میسترس و اسلیو -فصل اول – fatishmiss
‎4 سپتامبر … فصل اول : ملاقات با بانو. سلام من عارف هستم 18 ساله از تهران حس بردگی برای زنان https://fatishmiss.wordpress.com//…/داستان-اختصاصی-فصل-اول/داشتم و دوست داشتم برده ی همیشگی اون ها باشم و خار و خفیف اون ها باشم. یک روز پدر و
مادر و برادرم تصمیم گرفتن که 2 هفته برن مسافرت و این بهترین فرصت برای من بود
که توی تهران یک میسترس خوب پیدا کنم و یک هفته اونجا باشم.
 

4 . داستان های برده و میسترس – Home | Facebook
‎داستان های برده و میسترس . 3319 likes · 3 talking about this. در این صفحه سعی بر
ارائه داستان های واقعی اتفاق افتاده توسط اینجانب در طول زمان بردگی…
 

5 . lena on Instagram: “قسمت هشتم;دیگه جورابمو شستم و اومدم بیرون هم …
12 آوريل … من و میگی اصلا حالم خیلی خراب شد.چون هیچ وقت فکرشم نمیکردم یلدا با پسری دوست https://www.instagram.com/p/BSx63gwFaEc/باشه و براش اینجوری باشه.خلاصه از همه چی داشت با علی آقا حرف میزد و میگفت و
میخندید منم رسیدم به میز جلوش که وسایلشو برداشتم و مرتب کردم و شروع کردم به
دستمال کشیدن. #داستان#ارباب#برده#جوراب#پا#اسلیو#فتیش#نوکر
 

6 . داستان قسمت اول میسترس loreen و اسلیو Bota | عاشقان بردگی برای …
‎8 آوريل 2008 … خوب بریم سراغ داستان: این اتفاقات و خاطرات واقعی هستند و نوشته اسلیو بتا هستند https://bardemistresshasti2.wordpress.com/…/داستان-قسمت-اول-میسترس-loreen-و-اسلیو-bota/از اقامت 5 روزه در OWK از این به بعد به زبان اسلیو بتا… … برده میسترس هستی:لازم
به ذکره که تمام برده هائی که اجازه رفتند به OWK رو پیدا می کنند ماه ها تحط تعلیم
قرار میگیرند و بر اثاث در خواست اسلیو ها نوع رابطه با میسترس و …
 

7 . داستان اسارت (قسمت ششم) | تحقير
‎30 ژانويه 2012 … خانوم بند بلندی که از قلاده نسترن آویزان بود را میکشید…نسترن میلرزید و آرام قدم https://tahgheer.wordpress.com/2012/01/…/داستان-اسارت-قسمت-ششم/بر میداشت…آب دهانش از سوراخهایی که بر روی توپی که در دهانش تعبیه شده بود بیرون
میریخت…خانوم ناگهان ایستاد…افسار نسترن را به دست خانم اردلان داد و گفت: – یه کم
بچرخونش…ميخوام راه بره…تا من اینا رو باز کنم…… خانم…
 

8 . داستان بردگی slave_20_ | WEBSTA – Instagram Analytics
‎این داستان حقیقت داره و من با سارا این تابستون عقد کردم… تمام… داستان بعدی رو …
برده می تا اخر عمر… من دیگه از این به بعد قراره دستور بدم و نوکرم همه کارارو انجام بده
خخخ…دیگه جورابای بد بومو قراره شوهر جونم تو دهنش بشوره..منم لبخند میزدم..راضی
 

9 . بودم و خوشم میومد. ….. منم تف واقعا دوس داشتم.. کم کم از میسترس بودن سارا خوشم میومد
 

10 . داستان(زندگی جدید) | عشق قدرت، شوق خدمت (بانوان سلطه گر)
‎3 سپتامبر 2010 … سامان از 10 سالگی که وارد دنیای مجازی شده بود و دنبال عکس پا بود فهمیده بود اسلیو و https://bardemistress3.wordpress.com/2010/09/…/داستانزندگی-جدید/میسترس چیه؟ … اما 10000000000000000000000000 تا اسلیو ایرانی بود و 10تا هم
 







NS