ناشید
                                      

                                                                    







ADS


داستان من ولباسهاي توحموم
 

1 . ماجراي آمپول زدن زن دايي – 1 | dastan2012
‎24 جولای 2010 … سلام مي خواهم اولين داستان سكسي خودم را كه با زنداييم اتفاق افتاد براي شما بنويسم. https://dastan2012.wordpress.com/2010/…/ماجراي-آمپول-زدن-زن-دايي-1/راستش من 3 تا … نمي دونستم داييم چجوري اين زن به اين خوشكلي را به دست اورده و اين
زن خوشكل اومده و با دايي من عروسي كرده اخه خيلي از داييم سر بود. … از حموم كه بيرون
ميومد به يه بهونه اي ميرفتيم تو حموم و سوتينش رو بو مي كرديم .
 

2 . داستان سکس با دختردایی | داستان سکسی
‎15 جولای 2010 … داستان سکس با دختردایی. luglio 15, 2010 di iransms. یه دختر دائی داشتم اسمش الهام https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-با-دختردایی/بود. دختر باریک و نسبتاً قدبلند که اهل حال هم بنظر می رسید. خونشون تو شهرستان
بود و ما بعضی وقتها مسافرت می رفتیم خونشون. با اینکه 3، 4 سال از من کوچکتر بود
ولی چندان سعی نمی کرد پروپاش رو از من پنهون کنه. عمدتاً دامن می …
 

3 . حمام های زنانه و کشف من – مرد روز
‎31 ا کتبر … یکی از مرموزترین و بلکه مهیب ترین خاطرات کودکی و نوجوانی من بر می گرده به حمام
های عمومی زنانه انقلاب شده بود و بعدش هم جنگ و اینا، نفت و گازوئیل گویا جیره بندی
شده بود و حموم های خونگی چراغ هاشون خاموش شده بود. اون موقع … تنی که با لباس، نقص
هاشو در برابر همه چشم ها می پوشونه و بعد با اعتماد تمام به من هدیه می ده!
 

4 . since – Google Groups
‎داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود https://groups.google.com/d/topic/…/azBsHTsYESkبراي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم … بيا تو آب بكش.منم سري شلوارم رو
در آوردم با شلوارك رفتم تو حموم نشستم كنارش به آب كشيدن لباسها.خاله يه تاپه
مشكيه چسبون تنش بود(تاپ رو من روز تولدش براش خريدم)و يه دامن مشكي،موهاشم
چونخيلي
 

5 . داستان سكس من با دوست دخترم و مادرش… – داستان هاي سكسي جديد …
‎داستان سكس من با دوست دخترم و مادرش البته يهويي سلام اسمم فرهاد اهل تهرانم سال دوم https://www.facebook.com/permalink.php?story_fbid…id…دبيرستانمه و 20سالمه خوب داستان از اونجاي شروع شد كه من يه دوست دختر. … تعجب
كرده بودم هم ترسيده بودم اونو از رو حشر همراهي ميكردم خوب از هم لب گرفتيم و منو گرفت
بورد تو اتاق خوابش منو رو تخت حول داد و تمام لباس هامو تو يه پلك به هم زدن در آورد و
شروع …
 

6 . دید زدن مامانم آتوسا | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … من سامان 19 سالمه و در شرق تهران ساکنم من زیاد از دختر و از این چیزا خوشم نمیاد و https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دید-زدن-مامانم-آتوسا/بیشتر دنبال زنهای جا افتاده 35 تا 47 هستم یکی مثل مامانم. … خاصی داده بود و ظاهرن هم
انگار خیلی هم گشاد نبود سینه هاشو خشک کرد و لباس زیرش و هم پوشید یه شرت
کرست سفید که خیلی بهش میومد من هم دیگه اب از کیرم وهم از دهنم اویزون بود…
 

7 . Niall?-goodboy-But I’m badgirl on Instagram: “<لطفا مثل فیلم تصور …
‎3 سپتامبر … یه لباس خواب سفید شل و ول با شورت سفید.لعنتی لویی میکشمت.یاد دیشب افتادم https://www.instagram.com/p/7Lr4rKHCyL/ناخودآگاه لبخند زدم.لویی:واسه چی میخندی؟دیشب انقدر بهت خوش گذشته؟لب پایینمو
گاز گرفتم.ساشا:خفه شو.لویی:خخخ.ساعت رو نگاه کردم.وای چقدر خوابیدیم.ساعت دوازده
ظهر بود.ساشا:من میرم حاضر بشم لویی.پریدم تو حموم لباس خوابمو …
 

8 . زن عمو | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … من زن عموم رو خيلي دوست داشتم و هميشه ميرفتم خونشون به بحانه ي بازي كردن با بچه https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-4/هاش ، زن عموم خيلي جلوي من راحت بود و هميشه با تاپ شلوارك يا لباس خوابش … من رو
اورد و صبح ساعت 6 از خواب پريدم ، خيلي گشنم بود واسه همين از اطاق اومدم بيرون و
رفتم سر يخچال يه چيز خوردم و اومدم برم دستشويي فرنگي كه تو حموم بود …
 

9 . 95
‎داستان #عرق_خوردن_رویایی عرق خوردن رویایی 1396/6/31 سلام این داستان نیس و یک hamlet.blogsky.com/comments/post-196/page/95خاطرست ک هنوز هم در جریانه اسم من احسان 25 سالمه از مامانم بگم که یک زن جا افتادست …
کنم 65 ولی سینه و کون قلمبه ای داره مامانم زیاد مذهبی نیس و داخل خونه همیشه لباسهای
راحتی می پوشه و جلو اکثر مهمونا بدون روسریه و بیشتر با دامن میگرده و این خیلی از

 

10 . خاطرات دوران نامزدی – ماماسایت
‎ماجرای عشق منو عشقم خیلی اتفاقی پیش اومد روزی که دیدمش یکدل نه صد دل عاشقش شدم بسیار زیبا و خوش لباس و خوش قدو بالا بود اونروز از نظر خودم به دل نمینشستم در
 







NS