ناشید
                                      

                                                                    







ADS


داستان مربوط به لز حشري
 

1 . من پونه هستم، ۲۴ ساله و همجنسگرا – BBC Persian – BBC.com
‎13 ا کتبر … هرچند مستقیما از گرایش جنسیم نمی‌گویم اما به خصوص پسرها سریع می‌فهمند که من
لزبین هستم. این روزها سعی می‌کنم با گذاشتن پست‌هایی مربوط به همجنسگرایان به
اطرافیانم این پیام را به صورت غیرمستقیم بدهم. هر چه بیشتر خودم را می‌پذیرم و با
گرایش جنسی خودم راحت‌‌تر می‌شوم افراد بیشتری هم جلو می‌آیند و به من …
 

2 . داستانی 18+ از زندگی خصوصی یک زن خیابانی – فرادید
‎9 سپتامبر … کف کفشش تخت تخت است و مانتویی هم که به تن دارد به اندازه کافی بلند است. faradeed.ir/fa/news/…/داستانی-18-از-زندگی-خصوصی-یک-زن-خیابانینمی‌توانم نامش را «زن خیابانی» بگذارم. در خانه پدرش زندگی می‌کند؛ پدری که
تکنسین یک شرکت بوده و 13 سال پیش از میان آنها رفته است. مادرش به تنهایی 6
فرزند را به دندان کشیده و حالا تنها 2 نفر از آنها در خانه مانده‌اند. باقی ازدواج کرده‌اند و …
 

3 . اسم من مریم | IRQO
‎11 مه 2013 … با اینکه خواهرهام تفاوت سنی کمی‌ با من داشتند اما در جمع‌شان احساس غریبی داشتم. این www.irqo.org/persian/?p=953حس و رویاپردازی پسرانه باهمه‌ی کودکی‌ام باعث شده بود که بارها به یاد دختر‌های که
دوست‌شان داشتم خودارضایی کنم. بعد از هر بار خود‌ارضایی عذاب وجدان به سراغ‌ام می‌آمد.
فکر می‌کردم کار بدی کرده‌ام و گریه می‌کردم. این وضع باعث افسردگی …
 

4 . سه ضرب در دو
‎20 سپتامبر … محو کوس دادن مادر زنه شده بودم و هیکلتاپشو زیر نظر داشتم و از اون طرف شراره هم داشت hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272564.htmlبه کیر پدرم که چطور داشت می رفت تو کوس مادرش نگاه می کرد . دست زنم بی اختیار
…. بااین مادرزن حشری خودم نمی دونستم چیکار کنم .. دیگه خسته شده بودم ….. داستانهای
از این تیپ مشخصا مربوط به یک جریان حساب شده است. اینها ایرانی …
 

5 . لز زوری مینا با یه دختر دبیرستانی | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … سلام.من اسمم میناست و 32 سالمه ازدواج کردم ولی هنوز بچه دار نشدم،قدم حدود 170 سانت و https://parsgfx.wordpress.com/…/لز-زوری-مینا-با-یه-دختر-دبیرستانی/68 کیلو هم وزنمه کلا دختر درشتی هستم.خاطره ای که میخوام براتون بگم مربوط به 2 ماه
پیش میشه.ساعت 2-3 بعد از ظهر بود که داشتم پشت فرمون ویتارای مشکیم که شوهرم
برام خریده میرفتم خونه.داشتم از یه…
 

6 . حشری کردن آقای دکتر (قسمت اول) | دغدغه های ذهنی یک فاحشه … – کاش میشد
‎8 دسامبر 2010 … حشری کردن آقای دکتر (۱و ۲) مدت زیادی بود واسه يه مسئله مربوط به زیبائی به طور https://shahvati.wordpress.com/2010/12/08/hashari1/مرتب پیش یه دندونپزشک هیز ميرفتم . طرف خيلى سر و گوشش میجنبید و سعى
ميكرد هر جور شده ما رو بلند كُنه ولى من بهش پا نمى دادم يعنى نه پسش ميزدم نه پا ميدادم.
بار آخر…
 

7 . داستان کوتاه و بسیار زیبای دختر هوس باز • پارسی وان
‎مرتضی خندید و گفت:من به خاطر خودت می گم،تو از کجا میدونی این دختر،چرا این کارا https://www.parsi1.com/12749_داستان-کوتاه-و-بسیار-زیبای-دختر-هوس-باز.htmlرو میکنه؟شاید هوس باز باشه،شاید هم یه مشکلی داره.از کجا میدونی تو هم یه روز از این آدم
بدتر نشی.ما که داستان اونو نمی دونیم؟!؟!؟الان تو می خوای ازدواج کنی و عاشق این دختر
هم هستی،پس دیگه هیچ عذری نیست و اگه الان سراغش نری منتظر عواقب کارت باید …
 

8 . داستان های مامان حشری – FMC Global Talent
27 آگوست 2013 … خیلی حشری و داغیم هردو.و گاهی. سلام اسم من محمده و اسم مامانم مهنازه. من هیچ وقت چشم fmctalent.com/wp-content/plugins/forms-for-campaign-monitor/…/OMOدنبال مامانم نبود اما وقتی تو سن بلوغ. عکس هایی که یه پسر کس کش از مامانش گرفته
. عکس‌ سکسی‌ مامان عکس‌ سکسی‌ مامان عکس‌ سکسی. سلام. این داستان مربوط به 10 سال
پیشه. اون موقع هفده سالم بود و تویه مغازه خدمات صوتی و تصویری.
 

9 . آرایشگاه خاطره انگیز | Dokhtarone’s Blog
‎5 سپتامبر 2011 … اسمم م-ب ، 28 سالمه ، متولد و ساکن شیرازم خاطره ای رو که براتون تعریف میکنم مربوط https://dokhtarone.wordpress.com/2011/09/…/آرایشگاه-خاطره-انگیز/به وقتی که فقط 13 سالم بود و دوم راهنمایی می رفتم حدودا یکی دوسالی … های دیگه کم و
بیش بین هم سن و سالامون به بچه خوشکل و از این دسته عناوین معروف بودیم و بعضی
از پسرهای هم سن و یا بزرگتر مدرسه و محله و فامیل که حشری تر از …
 

10 . داستان واقعی پشت نسبت پرستاری – nursecode.com
‎جیک در جیب خود می رسد و می کشد از یک تکه کاغذ مچاله نوشته با “101.2 اتاق های nursecode.com//05/real-story-behind-nursing-ratios/?lang=faموقتی 2112” و آن را دست به دست هم اشلی, پرستار. اشلی گره و می گوید هیچ چیز اما در
 







NS