ناشید
                                      

                                                                    







ADS


داستان س ک س ي با ماماني در استخر
 

1 . معصومه خانم مامان امیر | شهوانی
‎20 سپتامبر … سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با مامان دوستم رو بنویسم hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlمنو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های شمال زندگی میکنیم … معصومه
گفت اگه بامن باشی به هیچکی نمیگم منم گفتم باشه از اونجایی که معصومه وشوهرش
اختلاف سنی زیاد داشتن مشخص بود اصلا سکس نمیکنن حتی سالی …
 

2 . داستان سکس مهدی و میترا | داستان سکسی
‎14 جولای 2010 … تقریبا یه ساعتی درس خوندیم که یدفه درو زدن دیدم خواهر مهدیه برامون میوه اورده بود یه https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-مهدی-و-میترا/نگاهی به من انداخت گفت این خنگه درس می خونه یا نه خندیدم گفتم نه یدفه مهدی گفت …
گفتم برو تو سایت این سایت خوراکه دیگه نمی تونستم طاقت بیارم حشری شده بودم
به میترا گفتم میترا با سکس چطوری گفت میمرم برای سکس بهش …
 

3 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 60 – انجمن لوتی
‎امروز میخوام داستان سکس با مامانم توی استخر و سونای خونمون رو براتون بگم.قبل از
شروع داستانم بگم که من اسمم سروش هستش.16 سالمه.مامانم یه زن 46 سالست. لاغره. ولی
بر خلاف لاغر بودنش کونش وحشتناک بزرگه.سینه هاشم همین طور.تازه با اینکه 46
سالشه خیلی جوون تر نشون می ده و شکمش به خاطر پیری خیلی بزرگ نشده.مامانم
هیکلش …
 

4 . داستان من و مامانم تو سونا – شهوانی
‎17 سپتامبر … سلام.امروز میخوام داستان سکس با مامانم توی استخر و سونای خونمون رو براتون بگم.
قبل از شروع داستانم بگم که من اسمم سروش هستش.16 سالمه.مامانم یه زن 46 سالست.
لاغره.ولی بر خلاف لاغر بودنش کونش وحشتناک بزرگه.سینه هاشم همین طور.تازه با
اینکه 46 سالشه خیلی جوون تر نشون می ده و شکمش به خاطر پیری خیلی …
 

5 . سکس با مامان مریم و خاله مینا | صد داستان سکسی
‎22 آگوست … حدود 45 دقیقه ای بود پای استخر بودم که ابشو اماده کنم که شنیدم صدای مامانمو خالم داره
میاد و میو مدن سمت استخر تا اینکه وقتی رسیدن کنار استخر من حیرون شده بودم اخه هر
دو تا با مایو وااااااااااای جووووووووووووووووووووووون من با مامانو بابام یه چند باری استخر
اومده بودم ولی مامانم همیشه با لباس جلوی من تو اب میومد تا به حال با …
 

6 . دید زدن مامانم آتوسا | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … من سامان 19 سالمه و در شرق تهران ساکنم من زیاد از دختر و از این چیزا خوشم نمیاد و https://parsv.wordpress.com/2010/07/10/دید-زدن-مامانم-آتوسا/بیشتر دنبال زنهای جا افتاده 35 تا 47 هستم یکی مثل مامانم. راستی مامانم آتوسا 45
سالشه و نسبتا هیکل خوبی داره با یه شکم نقلی که آرزومه که زیره شکمشو ببینی.
بگذریم. یه روز…
 

7 . جمعه داغ مامان داغ | شهوتناک نوستالژی
‎7 فوریه 2012 … ولی با توجه به این که چهار تایی مون رو دو تا کامپیوتر نشسته بودیم ویه خورده از
داستانهای وبلاگ امیر سکسی رو مطالعه می کردیم و حال و هوای انواع سکسهای خلاف تو
سرمون بود یه خورده حرصم می … مامان وقتی که از آب میومد بیرون یه خورده پشت به ما
حرکت می کرد تا خودشو برسونه به لبه های استخر و دوباره بپره اون داخل .
 

8 . داستان شنا یاد گرفتن من – دفترچه
‎21 فوریه 2013 … ش:نه عزیزم فقط یک بار اونم برا اینکه تو همیشه وقتی با هم هستیم نگرانی نمیدونم https://www.daftarche.com/داستا‌ن‌هایِ…/داستان-شنا-یاد-گرفتن-من-905/خجالت میکشی یا حواست کجاست ولی میدونم جلویه خودتو خیلی جاها میگیری! س:مثلاً؟
ش:حرفی که باید بزنی نمیگی سعی میکنی صداهای سکسی در نیاری آخه دلیلش چیه؟!
مثلاً همین الان وقتی دلت میخواد منو لمس کنی چرا نمیآی جلو؟ س:اگرم …
 

9 . داستان س ک س ي با ماماني در استخر – آرمان دانلود
‎داستان س ک س ي با ماماني در استخر 20 سپتامبر … من و شراره قبل از ازدواج یکی armanisp.ir/داستان-س-ک-س-ي-با-ماماني-در-استخر/ 

10 . داستان با خاله تو استخر | استارز
‎گفت خاله -خاله جون خیلی دراز هم میشه . … شیما اون روز ناهار خونه ما بود و من و اون و فر هاد سه تایی مون رفتیم سایت امیر سکسی و مدل به مدل داستان خوندیم . 4 . ss – Yahoo
 







NS