ناشید

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سکسي حمام رفتن از بچگي
 

1 . داستانهای مامان: حمام با مامان وخواهر
‎6 ژانويه 2006 … داستانی که می خوام براتون تعریف کنم مربوط می شه به حمام رفتن های من و مامانم و charrah5.blogspot.com/2006/01/blog-post_06.htmlآبجیم. داستان از اونجا شروع می شه که من و مامانم و آبجیم از بچگی با هم می رفتیم حمام.
یعنی از بچگی این برام عادت شده بود و برام یه چیز …. همش داشت حرفای سکسی میزد
که منو دیوونه تر می کرد. داد می زد تا ته بکن توم… جرم بده… پارم کن و از …
 

2 . داستان حمام رفتن با مادرم</p> – Encuentro con Jesús
‎حمام رفتن دختر در حمام ساعت حمام رفتن حمام رفتن با آب سرد نکات حمام رفتن ,استحمام
کردن حمام کردن کودک,دکوراسیون حمام .کون خواهر من و مامان کس زن عمو. … موسيقي روز,
نحوه راضی کردن زن, کردن زن عمو, گایش زن عمو .. . خاطره بچگی‌ عسل. من عسلم 19 سالمه
چند ماهی میشه که چشمم به داستان سکسی ها میخوره یه جا دیدم که. داستان عاشقانه …
 

3 . حمام رفتن با مادرم – شهوانی
‎حمام رفتن با مادرم. 1394/2/14. سلام: من حدود ربع قرن با مادرم زندگی میکردم که از ۲۰
سالگی و بعد از ازدواج خواهرهایم که ۲ تا بودن فقط من مادردرخانه مان بودیم یادم هست
تابستان سال ۶۰ مادر یائسه شد او که …. سلام دوست عزیز باهات کاملا موافقم کامنتها
خیلی باحال بود باید اول کامنتها را بخونی بعد خود داستان را ایجوری حالش بیشتر
biggrin …
 

4 . خاطرات کودکی من – شهوانی
 

5 . https://shahvani.com/dastan/خاطرات-کودکی-من
23 ساعت ميگذره و از اولين سکسي که داشتم 15 سال و 11 ماه و 28 روز و 22 ساعت ‎1389/1/22. از روزي که اولين فيلم سکسي زندگيم رو ديدم حدود 15 سال و 11 ماه و 28 روز گذشته! حالا اگه بفهميد 21 سال دارم چي؟آره همين که فيلم تموم شد شروع کرد به ور
رفتن با من بيچاره و تا جا داشت تمام بدنم رو ليسيد و من فقط نگاه ميکردم ……زود
قضاوت نکنيد …
 

6 . معصومه خانم مامان امیر | شهوانی
‎20 سپتامبر … سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با مامان دوستم رو بنویسم hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlمنو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های شمال زندگی … دستی به کون
قمبلش کشیدم معلوم بود تازه از حمام اومده بدنش از زیر بلیز قهوه ایش خود نمایی میکرد
این معصومه خانم یه کون سفید تپل وکس خوشگل داره سینه هاشم حدود …
 

7 . سکس گروهی دکتر
‎20 سپتامبر … سرمو گذاشتم رو میز و چشامو بستم،سرم داشت می ترکید،به خاطر خستگی از‌فشار کارhotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272560.html،کاری که از بچگی عاشقش بودم،وقتی ازم می پرسیدن چیکاره می خوای بشی؟ …. زدم در
کون جفتشون،با هم گفتن آخخ و خنده می کردن،تو حموم نیوشا همش کونشو میمالید به
کیرم،نهال گفت برو کنار ببینم،اون کیر واسه من،حالا یه بار رفت تو …
 

8 . داستان های سکس خانوادگی: سکس با مامان لاله
‎7 آوريل 2010 … يه چن روز از رفتن خالم ميگذشت و من دلتنگ يه سکس بودم مامانم هم اخلاقش فرق کرده khoobf.blogspot.com/2010/04/blog-post_07.htmlبود ديگه مارو تحويل نميگرفت از بچگي منو ميبرد حموم و تو حموم کيرمو دستش
ميگرفت و ميگفت ببينم کي به درد مامانت ميخوري و تا همين سه هفته پيش هم
همينطوري بود تو حموم که رفت گفت تو هم بيا منم لخت شدم و با کير شق رفتم حموم …
 

9 . من و خاله ام | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … یه بار که پسر خالم رفته بود کلاس دیدم خالم داره میره حموم. بالای دره حموم هم یه شیشه https://parsgfx.wordpress.com/2010/07/10/1-7/هستش که توی حموم کاملا پیداس.خالم هم معمولا جلوی من زیاد خودشو جمع و جور نمیکرد و از
صحبتای مامانم فهمیده بودم که بین خواهر زاده هاش منو از همه بیشتر دوست داره. موقعی هم
که خواستم واسه اولین بار که از سفر اومدیم ببینمش منو قشنگ تو …
 

10 . سکس من و منیره – ۱ | nimaxxx
‎17 دسامبر 2011 … قسمت اول زندگینامه سکسی من قصد دارم از امروز براتون زندگینامه سکسی و روابطم با https://nimaxxx.wordpress.com/2011/12/17/سکس-من-و-منیره-۱/خانم ها رو براتون بنویسم… بار اولمه که این کارو میکنم و امیدوارم ضعف های احتمالی رو
 







NS