ناشید
                                      

                                                                    







ADS


داستانهاي سكسي
 

1 . داستان سکسی
‎نام داستان, بازدیدها. ×هشدار× یه پدر هیچوقت به دخترش دست نمیزنه (۱), 27110, 42, 2.
سکس گروهی من و زنم در یک پارتی متفاوت (۲), 44780, 41, 9. ازدواج با زن خیابانی,
6219, 39, 4. دلهره, 3844, 36, 4. جوگیر مجازی, 2098, 36, 2. شیرینی ریدی, 4492, 33,
1. عروسی پرتنش, 5697, 32, 7. ×هشدار× یه پدر هیچوقت به دخترش دست نمیزنه (۲),
5427 …
 

2 . تجربه سکس ضربدری
‎20 سپتامبر … نمیدونم اسمش رو چی میزارید و من میگم حکمتی بوده چون همون فرداش یکی از کارمندام یه hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272565.htmlچند تا بلوتوث برام فرستاد از داستان های سکسی. همشون از سایت اویزون مرحوم بودن.
من با خوندن داستان ها خونم به جوش اومد . نوبت به یه داستان سکس ضربدری رسید . اونو
که خوندم یاد حرفای آرش افتاد. اون شب با یلدا یه سکس توپ داشتم.
 

3 . داستان سكس با سيمين – داستان سکسی – WordPress.com
‎24 آوريل 2008 … سیمین اسم من سيمين 29 سالمه و 4 ساله كه ازدواج كردم اون موقع كه دختر خونه بودم هميشه https://hotweblog.wordpress.com/2008/04/…/داستان-سكس-با-سيمين/تو خونه آزاد ميگشتم مخصوصا موقعي كه بابا خونه نبود آخه اون بعضي وقتا گير ميداد
كه جلوي ياسر مراعات كنم ياسر دادشمه 6 سال از من كوچيك تره خيلي خوشگله و خوش هيكله
خيلي از…
 

4 . داستان و خاطرات سکسی – انجمن لوتی
‎Persian Sexy Stories – خاطرات و داستان های سکسی فارسی.
 

5 . کنار جاده ایستاده بود و داشت از سرما می‌لرزید، داستانی از فرید احمدنژاد …
‎28 سپتامبر … حتی حوصله‌ی گرم کردن شام را نداشتم. از داخل یخچال کمی عرق سگی برداشتم و چند
قلپ نوشیدم. از شدت تلخی کل تنم لرزید و کمی هم حالت تهوّع گرفتم. خودم را به کنار
پنجره رساندم و سیگاری روشن کردم. کل آن شب سکس با مونا را تصور می‌کردم. چند
روزی گذشت و از مونا هم خبری نشد. دیگر داشتم نا امید می‌شدم که روز چهارم اس …
 

6 . داستان سکسی-اولین سکس با آرزو – Google Groups
‎12 ا کتبر 2012 … و اما داستان این داستانی که میخوام بگم مربوط میشه به 3 سال پیش خوب بزارید کمی از https://groups.google.com/d/topic/fun2net/i0_2UdmiWNoخودم بگم اسمم امیده و الان که دارم اینو مینویسم 20 سالمه نمیگم هیکله آرنولدی دارمو از
این حرفا فقط میگم که بد نیست هیکلم وزنم 65 قد 176 جریان از اون زمانی شروع شد که
من اصلا تا حالا توی عمرم دوست دختر نداشتم و فقط میخواستم که یک …
 

7 . داستان سکسی لباسشوییداستان سکسی لباسشویی | Dokhtarone’s …
‎8 مارس 2011 … سلام من فريبرزم مي خوام يكي ديگه از داستانهاي سكس فاميلي ام رو تعريف كنم.داستان https://dokhtarone.wordpress.com/…/داستان-سکسی-لباسشوییداستان-سکسی-لباس/از انجا شروع شد كه شوهر خالم قرار بود براي ماموريت بره خارج از كشور و من هم مجبوربودم
براي اين مدت برم پيشه اون البته ناراحت نبودم چون من خيلي خالم رو دوست داشتم و
هميشه آرزوي كردن خاله…
 

8 . داستان کوتاه / وقتی که من از اتاق خواب زن همسایه به معراج رفتم …
‎24 آگوست 2011 … من تا به حال دو تا از داستان های شما را خوانده ام و نمی دانم در مورد باقیداستان هایتان https://gomnamiandotorg.wordpress.com/…/داستان-کوتاه-وقتی-که-من-از-اتاق-خواب-زن/چگونه است. فقط می خواهم بپرسم آیا برای رساندن پیغام خود به گوش دیگران همواره نیاز
به افزودن چاشنی سکس دارید؟ من با چیزی مثل داستان سکسی مخالفتی ندارم، اما اینجا
هدف چیز دیگریست. به نظر من شما با این روال ارزش کار خود را پایین می …
 

9 . محسن و خواهرزن حشری | داستان سکسی
‎24 آوريل … محسن و خواهرزن حشری سلام این صرفا ی داستانه،واقعیت نداره من محسنم ۳۸ سالمه،ی خواهر https://dastan021.tumblr.com/post/…/محسن-و-خواهرزن-حشریزن دارم ۴۴ سالشه،ازاون تپل گندمیای حشری،با سینه های ۸۵ ،کون تپل طاقچه ای،رونای
پر،چندسالی بود که تو نخش بودم ،خودشم…
 

10 . داستان سکسی | sextehran587
‎20 ژوئن 2013 … آفتاب هم رنگ کونم و ندیده بودسلام من مریم 18 سالمه دیگه وارد جزییات خودم نمیشم فقط https://sextehran587.wordpress.com/2013/06/20/داستان-سکسی/براتون داستانی رو تعریف میکنم که حدود 4ماه پیش اتفاق افتاد 16 سالم ک بود یه
 







NS